السيد محمد حسين الطهراني
5
معاد شناسى (فارسى)
سترگستائى است - باقيست ، راه وصول به حقائق مسدود است ؛ چون اين عتوّ و سركشى جلوى تمام منطقهاى درست را ميگيرد و تمام منطقهاى غلط را توجيه نموده و آن را براى وصول به منويّات اين نفوس سركش استخدام مىكند ، و بنابراين إلى الأبد صاحب نفس مستكبر را در زندان جهالت محبوس ، و در قبرستان ديد غلط و رؤيت نارسا و نارواى خودپسندى مقبور و مدفون مىنمايد . مستكبرين ميگويند : تا ما خدا را نبينيم و ملائكه بر ما نازل نشود ، ما ايمان نمىآوريم . چقدر اين گفتار در ترازوى واقع و وجدانِ حقيقت غلط و بى اعتبار است . چون پس از آنكه دانستند پيامبر راست است ، از طرف خدا آمده ، قلبش به عالم غيب متّصل است ، بيّنات و معجزاتى نيز براى صدق مدّعاى خود آورده و حجّتهائى براى گواهى و شهادت بر آن اقامه مىنمايد ، و پس از آنكه دانستند كه اين رجل روى موازين عاديّه و طبيعيّه بحث ندارد بلكه به عالم غيب و ملكوت عالم مرتبط است ، و در آبشخوار معدن وحى و عظمت قرار گرفته و از آنجا بدين عالم طبع و گفتگو و مقاوله و تكليف سر و كار دارد ؛ ديگر بهانهء اينكه ايمان نمىآوريم تا خدا را ببينيم غلط است . احالهء ايمان به ديدن خدا و نزول ملائكه ناشى از استكبار است اصولًا پيامبران آنچه براى اقرار و اعتراف بشر امكان دارد از معجزات مىآورند و در اين حال احالهء ايمان آوردن را به رؤيت خدا و نزول فرشته ، كه براى مردم عادى امرى محال است ، جز عنوان تمرّد